استاد پناهیان / یادداشتهایی از سخنان استاد پناهیان و ...

گزیده ی از سخنرانیهای استاد حوزه و دانشگاه حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان (صوتی ، تصویری، نوشتاری) Panahian

استاد پناهیان / یادداشتهایی از سخنان استاد پناهیان و ...

گزیده ی از سخنرانیهای استاد حوزه و دانشگاه حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان (صوتی ، تصویری، نوشتاری) Panahian

موسسه بیان معنوی

درباره وبلاگ

استاد پناهیان / یادداشتهایی از سخنان استاد پناهیان و ...

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا / پروردگارا مرا در هرکار صادقانه واردکن وصادقانه خارج نما وازسوی خود سلطان ویاوری برای ماقرار ده.
رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی / پروردگارا سینه ی مرا گشاده دار و کار مرا بر من آسان گردان و گره از زبانم بگشای تا سخنان مرا بفهمند.
-------------------------------------------
به امیدآنکه مقدمه سازان ظهورحضرتش باشیم
-------------------------------------------
لطفا در معرفی این وبلاگ به دوستان همت کنید.
شهید علمدار :
برای بهترین دوستانتان آرزوی شهادت کنید.
----------------------------------------------
لطفا با وضو معارف اهل بیت را مرور کنید.
-------------------------------------------

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

آخرین مطالب

۱۹ مطلب با موضوع «مکائد شیطان» ثبت شده است


دریافت

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۳ ، ۰۹:۰۷
محمد رئوفی

خلاصه کتاب داستان هایی از ابلیس وشیطان

مؤلف:سید محمد میر سلطانی


ابلیس که اسم اول آن عزازیل است از همان جوانی در میان قوم خود مشغول عبادت و بندگی خداوند بود تا بزرگ شد .وقتی تصمیم به ازدواج گرفت با دختری به نام لهبا که آن هم ازطایفه ی جن بود ازدواج کرد و فرزندان زیادی از آن ملعون به جود آمده که از شمارش بیرون رفت که همه ی آنها مشغول عبادت خداوند بودند و در میان آنها عبادت و بندگی ابلیس از همه ی آنها بیشتر بود وسپس او را به آسمان اول و بعد دوم و سپس او را به آسمان هفتم و با ملائکه ی هر آسمان خدا ستایش می کرد تا وقتی که خداوند آدم را خلق کرد

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۱۷
محمد رئوفی

دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 49 ثانیه

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۱۵
محمد رئوفی

حدیث عجیبی از امام رضا(ع)

امام رضا(ع) در کلامی شریف و البته طولانی از امام سجاد‌(ع) نقل می‌فرمایند: اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عُرضۀ گناه کردن نداشته باشد.

بعد می‌فرماید: اگر کسی عرضۀ گناه کردن داشت، اما گناه نمی‌کرد، آرام باش، فریب نخور، ممکن است گناهی را ترک می‌کند، اما مرتکب گناه دیگری می‌شود. زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد، اما شهوت جنسی ندارد، یکی شهوت جنسی دارد، اما حرام نمی‌خورد.

سپس می‌فرماید: اگر کسی هیچ گناهی نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درست و حسابی نداشته باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور، ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است، یا عقلش مسلط بر هوای نفس است؟

حضرت در انتهای بحث مثال می‌زند و می‌فرماید: مانند کسی که حبّ‌مقام دارد، یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حبّ‌مقام، کلّ مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند. حدیث عجیبی است. امام علیه‌السّلام در ادامه می‌فرماید وقتی به چنین آدمی می‌گویی: «إتَّقِ الله»؛ از خدا بترس، ناراحت می‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة»؛ به غرورش برمی‌خورد، می‌گوید «به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.» بعد امام(ع) می‌فرماید: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوند می‌شوند.( وسائل الشیعه، ج 8، ص 317)

۲۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۵:۳۵
محمد رئوفی


خدای متعال دوست ندارد بخاطر گناهانت افسرده شوی.


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۱ ، ۲۲:۴۱
محمد رئوفی

امیرالمؤمنین به والی یمن ـ یمن شنیدید معمولاً مردم خوبی بودند و خوب توصیف شدند ـ نامه نوشتند: اهالی یمن! مردم با من بیعت کردند، آقای والی یمن! شما هم بیعت از مردم بگیر و شما هم به‌جای خودت ابقاء بشو این پُستت مال خودت، ده نفر از بهترین آدم‌هایت را برای من بفرست.

من خواهش می‌کنم شما وسط این داستان پیدا کنید ماهیّت دین را، دین چیست؟ ما چی را باید بپذیریم؟ من و شما باید چی را بپذیریم که یک‌دفعه‌ای با نماز خواندن و قرآن خواندن هم آدم می‌رود جهنّم؟ پس من چی را این وسط باید بپذیرم؟

آقا! این والی یمن هم سخنرانی کرد، همه را دعوت کرد، همه گریه کردند، از راه دور با امیرالمؤمنین بیعت کردند به واسطۀ این والی یمن، بعد فرمود که امیرالمؤمنین دستور داده ده نفر از بهترین‌ها را بفرستیم، مردم! شما این کار را خودتان بروید انجام بدهید.

مردم رفتند صد نفر را انتخاب کردند ، این صد نفر آمدند هفتاد نفر را انتخاب کردند، یکی از بهترین شیوه‌های انتخابات، این هفتاد نفر سی نفر را انتخاب کردند، این سی نفر نشستند شُور کردند ده نفر را انتخاب کردند، این ده نفر رفتند پیش امیرالمؤمنین، این ده نفر آنجا نشستند انتخاب کردند یک نفر را انتخاب کردند، ایشان بلند شد جلوی امیرالمؤمنین شروع کرد عرض ارادت کردن، اینقدر حرف‌های خوشگل و قشنگی زد عمیق، شاعرانه، قوی.

آقا امیرالمؤمنین توجّهی بهشان فرمودند، فرمودند که اسمت چیست جوان؟ گفت من مرادی هستم، فرمود اِبنُ مَن؟ پسر کی هستی؟ گفت من ابن ملجم مرادی هستم. امیرالمؤمنین دست روی دست خودش زد فرمود تو ابن ملجم مرادی هستی؟ گفت آقا! بله مگر چیست؟ چرا ناراحت شدی شما؟ آقا هِی می‌فرمودند «انّالله و انّا الیه راجعون»، گفت آقا! چی شده مگر؟ آقا فرمود واقعاً تو خودت ابن ملجم مرادی هستی؟ گفت آره آقا!

حضرت فرمودند می‌دانی تو آخر سر موجب قتل من خواهی شد قاتل من؟ گفت من؟ حضرت بهشان فرمودند ابن ملجم! تو مجبور نیستی با من بیعت کنی، برو، برو فکرهایت را بکن، گفت آقا! یعنی چی؟ من بیعت نکنم با تو؟ چه حرفی است می‌زنی؟ من در همۀ عالم به شما بیشتر از هر کسی علاقه دارم.

آقایان! یک سؤال می‌کنم شما به من جواب بدهید واقعاً. در طول تاریخ بشریّت چندتا مثل علی‌بن ابیطالب داریم؟ یک‌دانه است علی‌بن ابیطالب، قبول دارند آقایان؟! بانوان محترم قبول دارند؟ یک‌دانه است، خدا با قتل علی‌بن ابیطالب چی می‌خواهد به ما بگوید؟ نمی‌خواهد به ما حرفی بزند؟

علی‌بن ابیطالب که زایشگاهش کعبه است، قتلش پیام ندارد برای ما؟ آن‌وقت قتلش باید توسّط کسی باشد که به قول آقای بهجت(رض) یک کسی یک عمر پروانۀ امامش می‌شود آخرش امامش را می‌کُشد، چی می‌خواهد بگوید خدا؟ این خبر ویژه است یا یک خبر فرعی؟ حالا یک حادثۀ جزئی است بنده دارم بَرِش تأکید می‌ورزم یا یک نکتۀ بسیار کلیدی است؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۱ ، ۰۷:۱۱
محمد رئوفی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۱ ، ۱۸:۳۰
محمد رئوفی

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۱ ، ۱۶:۰۵
محمد رئوفی

من به روح تو، با دل تو کار دارم نه به رفتار تو فدایت شوم! تا می‌توانی محبت کن، تا می‌توانی دل به‌دست بیاور، تا می‌توانی مهرورزی کن، تا می‌توانی گذشت داشته باش، تا می‌توانی عاطفه داشته باش یعنی عاطفه به معنای اینکه عاطفه نشان بدهی مهربانی کن، ولی غش نکند دلت برای لذت بردن. من برای خودت دارم عرض می‌کنم، دنیا یک قواعدی دارد، همچین که غش بخواهی بکنی برای لذت بردن از این نعمت، خدا به ملائکه می‌فرماید : یک کمی بکشید عقب، نعمت یک کمی می‌رود عقب، این نه این ول کرده خودش را، یک لکه بیانداز رویش. لکه می‌افتد رویش، آه! ببین! داشتی خیلی خوشت می‌آمد، نباید غش بکنی همین‌جوری، در ارتباط‌های دیگر.

این برای دوام نعمت لازم است، برای دوام نعمت، برای قوام نعمت، برای کمال نعمت لازم است که تو از نعمت زیاد لذت نبری، لذت ببر نوش جانت ولی زیاد نه، زیاد لذت بردن به چیست؟

رفقا! اگر کسی از یک لذتی تصمیم داشته باشد زیاد لذت ببرد داستان عشق و نفرت پیش می‌آید، از یک لذتی زیاد بخواهی لذت ببری کوچکترین لکه‌ای روی آن لذت بیافتد، کوچکترین نقصان، کوچکترین بویی استشمام بشود برای اجل و پایان نعمت، نفرت نسبت به زمین و آسمان پیدا می‌کنی، می‌ترسی، ترسو خواهی شد، لطمه می‌خوری از نظر روحی، وابسته نباش بگذار مستقل باشی؛ این یک.

دوم؛ اگر از لذائذ دنیایی‌ات زیاد لذت ببری از خیلی از لذت‌های دیگر محروم می‌مانی، بالاخره این را حالا شما برو بررسی کن از یک لذت خیلی لذت ببری، از یک عامل لذت خیلی لذت ببری بهتر است یا از هزارتا عامل لذت هر کدام متوسط لذت ببری؟ دومی برای روح انسان لازم‌تر و مفیدتر خواهد بود. ما بالاخره باید مطابق با ساختار...، گفت کم بخور همیشه بخور، کم بخور همیشه بخور. یک غذایی خوشم آمده تا آخرش می‌خواهم بروم. خب دیگر تو چند وقت این‌جوری زندگی کنی چند وقت دیگر دکتر ده ‌تا قلم غذا را برایت ممنوع خواهد کرد چون تو هر موقع خوشت آمده تا آخر رفتی، روح انسان هم دقیقاً همین‌طوری است، کم بخور همیشه بخور.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۱ ، ۱۹:۰۰
محمد رئوفی

شجاعت یکی از ارکان مهم حماسه

 توجه به موضوع «هنر و حماسه»، صرفاً به دلیل تناسب مکانی این جلسه با هنر نیست، بلکه به این دلیل است که هنر، محصول و پدیده‌ای است که در زندگی، مصرف روزانه پیدا کرده است. ما اگر هنرمند هم نباشیم، جزء مصرف‌کنندگان دائمی تولیدات هنری هستیم. زندگی انسان عجین با هنر است، لذا باید مصرف‌کنندگان هم به اندازه هنرمندان از این پدیده سر در بیاورند. دلیل دیگر توجه به هنر این است که دین ما اساساً پدیده زیبایی است و با نگاه زیبایی شناختی باید به دین نگریست و وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی‏ قُلُوبِکُم(سوره حجرات، آیه7) دین زیبا است و انسان‌ها را زیبانگر تربیت می‌کند. با استفاده از هنر است که زیبایی دین را می‌توان فهمید و به دیگران هم منتقل کرد.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۱ ، ۲۲:۵۶
محمد رئوفی

شیطان یکی از جاهایی که هُل می‌دهد، تعجیل در کار شرّ است، شما بیایید پاتک بزنید به دشمن، یعنی یک جوری این دشمن شما نابود می‌شود با یک تدبیر خیلی ساده؛

گناه پیش آمد، بگو که خب حالا عجله نمی‌کنم، بعداً یک روز به تأخیرش بیانداز، ببین چه اتفاقی می‌افتد؟ دیگر اصلاً انجامش نمی‌دهی. چون همین تأخیر بصیرت به تو می‌دهد، همین تأخیر کمک‌های آسمانی را می‌فرستد، همین تأخیر کمک‌های زمینی را می‌فرستد، اصلاً یک اتفاق‌هایی می‌افتد، اصلاً همین تأخیر موجب می‌شود از آن گناه تنفر پیدا کنی.

شما برعکس با شیطان برخورد بکنید، شیطان آن جایی روی انسان مؤثر است، یعنی یکی از شیوه‌های تأثیرگذاریش یکی از ایستگاه‌های تأثیرگذاریش، آنجایی است که زمان کار شما را می‌خواهد تعیین کند، آن بیداری یک دفعه‌ای احساس نمی‌شود، اما اگر اهل مراقبت باشی در تعجیل‌ها و تأخیرها یک دفعه‌ای بیدار می‌شوی می‌گویی نگاه کن، من خودم عجله‌ای نداشتم با یک وسوسه‌ای که کرد من چهار دقیقه دیگر این داد را بزنم، همین الان این داد را بزنم، نزن،  عقبش بیانداز!

آقا پدر یک کسی را خواستی در بیاوری بعداً در بیاور! آقا به یک کسی خواستی، خیلی ساده‌اش این جوری می‌شود ، به یک کسی فحش خواستی بدهی بعداً بده! دیر نمی‌شود، هر موقع خواستی می‌توانی تعجیل کنی! بیاوریش جلو، دیر نمی‌شود فحش است دیگر، می‌خواهی بدهی، دیگر چیزی نیست.

آقا قهر می‌خواهی بکنی بعداً قهر کن! هر امر منفی را بیانداز بعداً، یک دقتی پیدا می‌کند یک بصیرتی پیدا می‌کنی، یک قدرتی پیدا می‌کنی، از شیطان فاصله می‌گیری از هوای نفست فاصله می‌گیری، اصلاً دیگر کار شر از تو سر نخواهد زد، بسیار تدبیر هوشمندانه‌ای است که ما سر تعجیل‌ها و تأخیرها مراقبت بکنیم نه سر خودِ عمل، گویا آنقدر خودِ عمل اهمیت ندارد که این تعجیل‌ها و تأخیرها.

خب، در این سفارش بسیار ارزشمند مانند بقیه سفارش‌های بسیار ارزشمند امیرالمؤمنین علی ـ‌علیه‌السلام‌ـ چند نکته نهفته است یکی از نکته‌هایی که نکته نیست قاعده بسیار بزرگی است این است که آقا رشد معنوی پیدا کردن نیاز به تدبیر دارد نیاز به نقشه دارد نیاز به برنامه دارد بدون نقشه یلخی نمی‌شود وارد قصه شد، مراقبت از زیر مجموعه‌های همین تدبیر است، محاسبه نفس از زیرمجموعه‌های همین تدبیر است، معرفت نفس از زیرمجموعه‌های مقدماتی و نظری و بنیادین همین تدبیر است.

ماه رجب، شعبان، رمضان شرّ پیش آمد عقب بیافکنیم، متأخرش بکنیم، بگوییم حالا بعداً، هر کار بدی پیش آمد بهش بگوییم بعداً. آنهایی که بخواهند برنامه در این فصل عبادت برای خودشان بریزند نگویند بعداً، از همین امشب شروع کنند، دیگر نگو بعداً ، ماه رمضان شب قدر مقدّماتش را از امشب شروع کن! دیگر نگو بعداً، تو به همه کارهای خیر می‌گویی بعداً، حالا فرصت زیاد است در حالی که فرصت اصلاً زیاد نیست. یک کارهایی را از امروز شروع کنید، حسّ و حال خودتان را تغییر بدهید! در امر خیر تعجیل بکنید! و بعد هر چه شر در این فصل پیش آمد تأخیر بیافکنید، تدبیر لازمه رشد معنوی است و یکی از تدبیرها همین است، یکی از اصول برای تدبیر کردن در مسائل معنوی مواظبت کردن از این تأخیرها و تدبیرهاست در زندگی روزمره این را مدام مواظبت بکنید، درست است؟خدایا آن بزنگاه‌های غفلت را که یک بی‌توجهی ساده موجب می‌شود ما سقوط کنیم و صعود نکنیم آن غفلت‌ها را در ما از بین ببر!

اینجا امیرالمؤمنین علی ـ‌علیه‌السلام‌ـ یکی از این بزنگاه‌ها را دارد اشاره می‌کند لحظه تأخیر لحظه تعجیل ولی شما دو تا نکته را در نظر داشته باشید عرض من تمام، یک. اساساً انسان‌ها کجاها اشتباه می‌کنند؟ یک آفت شناسی یک آسیب شناسی معنوی از خودمان انجام بدهیم. روز قیامت روز حسرت است معنایش این است که ماها خیلی ارزان می‌رویم جهنم و خیلی ارزان بهشت را از دست می‌دهیم.

می‌بینی خدا با ما در دنیا حرف نمی‌زند، آخه حرفی ندارد بزند، چه بزند؟ همه چیز روشن است. در زیارت امین الله ما می‌خوانیم که ای خدا راه‌های به سوی تو آمدن باز است، علامت‌ها مشخص است، بیرق‌ها مشخص است، جهت مشخص است، همه روندگان دارند می‌روند مشکلی نیست کی مانده؟ برای چه مانده؟ الکی مانده. الکی مانده.

رفقا من به شما دارم عرض می‌کنم حالا منِ کور باطن که هیچی غصه می‌خورم برای خودم ولی برای شما عرض می‌کنم، شما مواظبت بکنید، هر چه می‌خواهی لازم داری برای رشد، دارید، دارید، در جیبتان هست، دست نمی‌برید کلید را در بیاوری ایستاده پشت در می‌گوید این در قفل است باز نمی‌شود خب در بیاور باز کن!

امیرالمؤمنین علی ـ‌علیه‌السلام‌ـ می‌فرماید شما به عمل به آنچه که می‌دانید محتاج‌تر هستید، تا دانستن آنچه نمیدانید. مگر حضرت می‌دانستند ما چقدر می‌دانیم که حکم کلی صادر کردند؟ آقا معمولاً بشر همین است دیگر، آقا معمولاً انسان همین است.

تأخیر در شرّ بکنید خیلی از اتفاقات روحی خودتان را، خیلی از ویژگی‌های خودتان را دقیقاً خواهید دید، عجله که می‌کنی در شرّ نه خودت را می‌بینی نه شرّ می‌بینی نه رابطه خودت را با شرّ می‌بینی نه اثری که شرّ روی خودت داری می‌بینی، اصلاً هیچ کدام را نمی‌بینی.

اهل‌بیت آدم خوب به دردشان نمی‌خورد، آدم خوب هوشیار به دردشان می‌خورد، آدمی که در اثر هوشیاری خوب شده به دردشان می‌خورد، آدم خوب ناهوشیار زمین می‌خورد، زمین هم نخورد خدا بهش لطف کرده به درد نمی‌خورد، اما آدم خوب هوشیار به درد می‌خورد، آدم هوشیار خوب خیلی به درد می‌خورد من احساس می‌کنم آدم هوشیار خوب را اهل‌بیت بهش بیشتر نزدیک می‌شوند بیشتر به عنوان رفاقت قبولش می‌کنند. انشاءالله ما جزو آن آدم‌ها باشیم.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۱ ، ۰۶:۲۳
محمد رئوفی