استاد پناهیان / یادداشتهایی از سخنان استاد پناهیان و ...

گزیده ی از سخنرانیهای استاد حوزه و دانشگاه حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان (صوتی ، تصویری، نوشتاری) Panahian

استاد پناهیان / یادداشتهایی از سخنان استاد پناهیان و ...

گزیده ی از سخنرانیهای استاد حوزه و دانشگاه حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان (صوتی ، تصویری، نوشتاری) Panahian

موسسه بیان معنوی

درباره وبلاگ

استاد پناهیان / یادداشتهایی از سخنان استاد پناهیان و ...

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا / پروردگارا مرا در هرکار صادقانه واردکن وصادقانه خارج نما وازسوی خود سلطان ویاوری برای ماقرار ده.
رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی / پروردگارا سینه ی مرا گشاده دار و کار مرا بر من آسان گردان و گره از زبانم بگشای تا سخنان مرا بفهمند.
-------------------------------------------
به امیدآنکه مقدمه سازان ظهورحضرتش باشیم
-------------------------------------------
لطفا در معرفی این وبلاگ به دوستان همت کنید.
شهید علمدار :
برای بهترین دوستانتان آرزوی شهادت کنید.
----------------------------------------------
لطفا با وضو معارف اهل بیت را مرور کنید.
-------------------------------------------

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

آخرین مطالب

۵۴ مطلب با موضوع «عالیترینهای وبلاگ» ثبت شده است

بخش هشتم

دبیرکل راز دوم را هم برای من باز گفت; همان رازی که وعده داده بود من به ویژه پس از چشیدن شیرینی راز اول در آرزوی دانستن آن بودم. راز دوم سند پنجاه صفحه‏ای بود که در آن برنامه‏هایی برای درهم کوبیدن اسلام و مسلمانان در مدت یک قرن آمده بود به گونه‏ای که پس از آن از اسلام تنها نامی باقی بماند. این سند خطاب به مدیرکل‏های وزارت و برای دست‏یابی به این هدف تنظیم شده بود. این سند چهارده بند داشت و به من هشدار دادند که از این سند به کسی چیزی نگویم و آن را کاملا پوشیده دارم تا مسلمانان به مفاد آن آگاه نشوند و برای رویارویی با آن چاره‏ای نیندیشند. خلاصه این سند به شرح زیر است:

۱- همکاری جدی با تزارهای روسیه برای دست‏اندازی به مناطق اسلامی.

همچون بخارا، تاجیکستان، ارمنستان، خراسان و توابع آن، و همکاری جدی با آنها برای دست یافتن به اطراف مناطق ترک‏نشین هم‏مرز با روسیه.

۲- همکاری کامل با فرانسه و روسیه در برنامه‏ریزی همه جانبه برای درهم کوبیدن جهان اسلام از بیرون و درون.

۳- برانگیختن اختلاف‏ها و درگیری‏های شدید میان دو حکومت ترک و فارس و افروختن آتش قومی و نژادی میان دو طرف.

شعله‏ور کردن آتش جنگ میان قبایل و ملت‏های مسلمان همسایه و کشورهای اسلامی و زنده کردن مذاهب (حتی آنها که از میان رفته‏اند) برانگیختن اختلاف در میان مذاهب.

۴- بخشیدن مناطقی از کشورهای اسلامی به غیر مسلمانان

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۴۵
محمد رئوفی

اما داستان کربلا، از هنگامی آغاز شد که نواده رسول‏الله ‏صلی الله علیه وآله وسلم حسین پسر علی و فاطمه، دختر پیامبر خدا در آنجا به قتل رسید.

مردم عراق از حسین خواستند که از مدینه(۳۵) به سوی آنها برود و خلیفه آنان شود اما چون او و خانواده‏اش در کربلا به دوازده فرسنگی کوفه رسیدند، مردم عراق با او به طرز دیگری برخورد کردند و به فرمان یزید(۳۶) برای جنگ با حسین آماده شدند.

حسین بن‏علی شجاعانه با لشکر انبوه اموی جنگید تا خود و خاندانش کشته شدند لشکریان اموی در این نبرد همه نوع، پستی و فرومایگی از خود نشان دادند، از آن هنگام شیعیان این محل را یک مرز معنوی برای خود می‏دانند که از هر کجا روی بدان می‏آورند و آنچنان زیاد می‏شوند که ما در مراکز دینی مسیحی نظیر آن نداریم.

کربلا یک شهر شیعی است و عالمان شیعه و مدارسشان در آن وجود دارند، کربلا و نجف تکیه‏گاه یکدیگرند.

هنگامی که دستور رسید راهی این دو شهر شوم، از بصره به سمت بغداد حرکت کردم بغداد مرکز حکومت استاندار منصوب خلیفه عثمانی است و از آنجا به حله(۳۷) رفتم.

دجله و فرات دو رود بزرگی هستند که از ترکیه سرچشمه می‏گیرند عراق را می‏پیمایند و به دریا می‏ریزند، کشاورزی و رفاه در عراق مدیون این دو رود است. پس از بازگشت به لندن به وزارت مستعمرات پیشنهاد کردم که بکوشند که این دو رود را به چنگ آورند تا در هنگام ضرورت بتوانند عراق را فرمانبر نگاه دارند زیرا اگر آب بسته شود، عراقیان مطیع خواهند شد

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۴۴
محمد رئوفی

خ‍اطرات‌ م‍س‍ت‍ر ه‍م‍ف‍ر ج‍اس‍وس‌ ان‍گ‍ل‍ی‍س‌ در ک‍ش‍وره‍ای‌ اس‍لام‍ی‌

 

ت‍رج‍م‍ه‌ اح‍س‍ان‌ ق‍رن‍ی‌.

 

‏مشخصات نشر:ت‍ه‍ران‌:گ‍ل‍س‍ت‍ان‌ ک‍وث‍ر‏‏‏، ۱۳۷۷.

 

‏مشخصات ظاهری :‏‏‏۸۶ ص.

 

‏شابک : ‏۹۶۴-۹۰۷۳۵-۶-۶

 

‏یادداشت:چ‍اپ‌ اول‌ ای‍ن‌ ک‍ت‍اب‌ در س‍ال‌ ۱۳۶۲ ت‍ح‍ت‌ ع‍ن‍وان‌ “خ‍اطرات‌ ه‍م‍ف‍ر ج‍اس‍وس‌ ان‍گ‍ل‍ی‍س‍ی‌ در م‍م‍ال‍ک‌ اس‍لام‍ی‌” ب‍ا ت‍رج‍م‍ه‌ م‍ح‍س‍ن‌ م‍وی‍دی‌ ت‍وس‍ط ان‍ت‍ش‍ارات‌ ام‍ی‍رک‍ب‍ی‍ر م‍ن‍ت‍ش‍ر ش‍ده‌ اس‍ت‌.

 

‏یادداشت:ه‍م‍چ‍ن‍ی‍ن‌ ای‍ن‌ ک‍ت‍اب‌ ب‍ا ع‍ن‍اوی‍ن‌ م‍ت‍ف‍اوت‌ ت‍وس‍ط م‍ت‍رج‍م‍ی‍ن‌ و ن‍اش‍ری‍ن‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ م‍ن‍ت‍ش‍ر ش‍ده‌ اس‍ت‌.

 

پیشگفتار

این کتاب مجموعه خاطرات جاسوس انگلیس مستر همفر در کشورهای اسلامی است. او با سال‏ها تلاش و کوشش، ماموریت پنهانی خود را با موفقیت به انجام رسانید.

این ماموریت مربوط به زمانی است که قدرت و شوکت امپراطوری عثمانی رو به ضعف و سستی نهاده بود و دشمنان اسلام در پی آن بودند که با ویران کردن پایه‏های اعتقادی مسلمانان، ضربه‏ای اساسی بر جوامع اسلامی وارد سازند. آنان می‏کوشیدند تا باورهایی که مسلمانان را بیدار و آگاه می‏ساخت و میان آنها همدلی و اتحاد ایجاد می‏کرد و باورهایی که فرقه‏های گوناگون اسلامی بر آن پای می‏فشردند و سلامت فکری، روانی و اجتماعی آنان را تامین می‏نمود را از میان بردارند.

در مقدمه ترجمه انگلیسی این کتاب که در بمبیی چاپ شده آمده است: در خلال جنگ جهانی دوم، آلمانی‏ها خاطرات مستر همفر را به صورت یک مجموعه دنباله‏دار در مجله اشپیگل منتشر کردند و در این مجموعه که با عنوان اعترافات همفر چاپ می‏شد از چهره امپریالیسم انگلیس پرده برداشتند.

پس از جنگ جهانی دوم یک مجله فرانسوی، ترجمه فرانسه این خاطرات را منتشر نمود. سپس دانشجویی لبنانی خاطرات همفر را از فرانسه به زبان عربی باز گردانید و در بیروت منتشر کرد.

ترجمه فارسی این کتاب که هم اکنون در دست شماست از روی نسخه عربی انجام گرفته است.

به امید دل بستن همه مسلمانان به باورهای راستین اسلام و چنگ زدن آنان به دستورات متعالی این آیین جاویدان

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۰
محمد رئوفی

خلاصه کتاب خاطرات مستر همفر 

جاسوس انگلیس در کشوهای اسلامی

 

مستر همفر (جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی): دولت بریتانیای کبیر از مدتها پیش در این فکر بود که امپراطوری خود را همانگونه که هم اکنون هست دارای عظمت هرچی بیشتر سازد به طوری که خورشید سر از دریای انگلستان در آورده و مجدد در دریای آن غروب کند. دولت ما نسبت به مستعمرات فراوانی که ما به آن سیطره داشتیم از هند و چین و خاورمیانه کوچک بوده وزیر مسئولیت هند شرقی را به من سپرد و هدف این شرکت در ظاهر تنها بازرگانی بود، اما در باطن هدفش راهیابی بمنظور سیطره هر چه بیشتر به هند و دست یافتن به این شبه قاره بود

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۰۷
محمد رئوفی


یهودی‌ها دختر و پسرهایشان در آمریکا می‌خواهند مدرسه بروند در اتوبوس که گذاشتند بین و دختر و پسر پرده می‌کشند! می‌گویند ما می‌خواهیم بزرگترین تکنسین‌ها را درست بکنیم، دختر و پسر کنار همدیگر درس نمی‌خوانند! یهودی‌ها می گویند، یک وقت فکر نکنی من انقدر حزب الهی هستم! ببخشید این تیکه را پاک کنید دوباره از اول می‌گویم، یهودی ها این را می گویند ها، یک وقت فکر نکن-  ما انقدر با سوادیم که این چیزها را می‌فهمیم! چون این‌ها معلومات می‌خواهد! یهودی‌هایی که جامعه آمریکا را به لجن کشیدند، مسیحی‌ها را آن طوری وادار کردند به بی بند و باری - بعد با هالیوودی که مال آن‌ها است، خودشان برو به بین چه طوری زندگی می‌کنند! می گوید که باید این طوری باشد والا رشد نمی‌کنیم، آن وقت بزرگترین تکنسین‌ها و بزرگترین مغزهای پیچیده را در عالم دارند که وقتی یهودی می نشینند در یک اطاقی فکر می‌کنند، نقشه می‌ریزند، طراحی می‌کنند، مسیحی ها که نود و نه درصد ممیز نود و نه درصدشان اصلا امکان نمی‌دهند یک همچین چیزی اتفاق بیافتد، دیگران هم در عالم کمی تا قسمتی این طوری هستند! فقط این بچه شیعه‌های زابل که می‌گویند بابا خودت را مسخره کردی! برج دو قولو را خودتان زدید نامردا ! چهار هزار تا یهودی آمدید بیرون، برج آمده پایین، ببخشیدا این یعنی چی آنوقت؟ جلو گربه بگذاری قهر می‌کند، ولی آمریکایی جماعت اصلا متوجه نمی‌شوند! می‌گوید اِ آن‌ها بیرون بودند، آره! آره! بعد آن‌هایی که مردند همه مسیحی بودند، آره ! خوب بعدش چی؟ تو را به خدا شما رفتید غرب یا مثلا در زبان انگلیسی گاهی از اوقات لطیفه هایشان را ببینید چقدر لطیفه‌های بی مزه‌ای است! چون لطیفه‌ها یک کمی تیز باشد این‌ها یک هفته بعد می خندند! آدمهای ساده ای هستند دیگر! این سادگی را کی به آن‌ها داده است؟ کی به آن‌ها داده است؟ زندگیشان! زندگیشان! یهودی‌ها انقدر می‌گساری نمی‌کنند! آقا ذهنی که درگیر روابط دختر و پسری و زن و مردی شد این ذهن دیگر بسیار فعالیت های عادیش از بین می‌رود! ذهنی که تخیلش و هوسش در لذت زیاد بود این از بین می‌رود! این خیلی از استعدادها را از دست می‌دهد! رفقا شما از خودتان چقدر انتظار دارید؟ بنده انتظارم از جوان‌های ایرانی این است که مثلا نود درصد دانشجویان ایرانی باید دانشمند بشوند! الحمدلله و المنه آموزش عالی به شدت موفق هست در این که بتواند جلو گیری بکند از اینکه نود درصد دانشجویان دانشمند بشوند! خیلی فعالیت می کنند، شما فکر کردید الکی است!؟ بعد من بیام در نظام آموزش عالی بگویم کدام یکی از عناصرش را صهیونیست‌ها چیده اند، بعضی‌ها می گویند: آقا یعنی آن‌ها این‌همه نشسته اند فکر کرده‌اند!؟ شما چرا فکر نمی‌کنی؟ شما عقلت کجا رفته؟ من سرفصل‌هایی که صهیونیست‌ها در دانشگاه‌های ما قرار داده اند، اصلا علمی هم نیست! متناسب رشته بیایید به شما معرفی کنم! آدم بالاخره دنیا بزرگ است می‌رود می‌بیند، من آدم‌ها را مثلا در کشورهای غربی تا بخواهند بحث بکنند دستشان می‌گیریم می‌نشینند در ماشین با دانشجوها می رویم در محله یهودی‌ها، می گویم این‌ها ثروتشان بیشتر از همه مسیحی ها هست یا نه؟ می گویند بله! می گویم قدرت این‌ها چرا اینطوری است؟ آیا از هفتاد شبکه تلوزیونی که مثلا در آن کشوری که رفته بودم مثال، هفتاد تا، چند درصدش مال یهودی‌ها است؟ گفتند همش مال یهودی‌ها است! گفتم همه می‌دانند؟ گفت آره! گفتم این‌ها را به بین در محلشان چه طوری زندگی می‌کنند، کدام یکی از این‌ها مثل یک دانه از فیلم‌های این هفتاد شبکه زندگی می‌کنند؟ گفت هیچی! گفتم بعد این‌ها این فیلم‌ها را می سازند برای ماها! یعنی چی؟ دانشجو می گوید! حاج آقا من فکر نکرده بودم روی این موضوع! من فکر می‌کردم مسیحی‌ها خودشان می‌خواهند که این طوری باشند! من فکر می‌کردم دنیای مدرن یعنی این! گفتم یعنی چی دنیای مدرن؟ تو چرا گول می خوری!؟ ساختن برات! مگر بشر رشد بکند به هرزگی کشیده می‌شود!؟ مگر تکنولوژی آدم را هرزه می‌کند!؟ بعضی‌ها از آدم‌های خوب، اهل تکنولوژی، فرهنگ خودش را آورده است هرزه کرده است! کی گفته این حرفا را!؟ آقا ما اینجا اکو چنگ داریم، پس همه موسیقی رپ بزنیم، خب این چه ربطی دارد!؟ یعنی این اکوهه به من گفتش که من کله‌ملق بزنم!؟ من برقصم! رقص نور به من گفتش که من باید مشروب بخورم!؟ قدرت انسان بر نور بعد موجب شد انسان برقصد، این حرفا چی است می زنیم ما!؟ تازه با سوادهای ما این حرف‌ها را می زنند! رشد صنعتی موجب شد..! رشد صنعی مال کی است؟ مال یهودی‌ها است! خودشان چرا خراب نشدند؟ جامعه بازشده است، پسرها و دخترها در خانه تربیت نمی شودند، پدر مادر ها تسلط خود را کم کردند! پدر مادرها در جامعه یهود تسلط خودشان را کم نکردند؟ چرا در جامعه یهود پدر سالاری است؟ یهود که دارد آمریکا را اداره می کند! یهودی که اکثر ثروت ژاپن مال آن‌ها است! تمام ثروت کانادا مال آن‌ها است! آن‌ها چرا....؟ کی گفته اصلا!؟ دو دوتا چهار تا، باسواد آدم باشد می فهمد! این رفتار به نفع خودت است! این رفتار به ضرر خودت است! هیچ کجای دین را خواهش می‌کنم عاشقانه به نگاه عوامانه نبینید! ان احسنتم، آیه قرآنش هم بخوانم نگویید حاج آقا رفت نیم ساعت از خودش حرف زد! آیه قرآن: ان احسنتم احسنتم لانفسکم! (قسمتی از سخنرانی استاد پناهیان 1380)

سند بر تایید سخنان استاد پناهیان از فیلم بیگانه ی در میان ما



دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 14 ثانیه

در این بخش پلیس زن اروپایی وارد دفتر کار خاخام شده به رفتار خاخام و منشی (پوشیده) خاخام با این پلیس دقت کنید.


دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 18 ثانیه


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۳ ، ۰۹:۱۴
محمد رئوفی



دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 10 ثانیه
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۳ ، ۰۹:۱۱
محمد رئوفی

 داستان واقعی جوان فقیر کارگر و گوهرشاد خاتون

گوهر شاد  یکی از زنان باحجاب بوده همیشه نقاب به صورت داشته و خیلی هم مذهبی بود. او می خواست در کنار حرم امام رضا (ع) مسجدى بنا کند .

به همه کارگران و معماران اعلام کرد دستمزد شما را دو برابر مى دهم ولى شرطش این است که فقط با وضو کار کنید و در حال کار با یکدیگر مجادله و بد زبانى نکنید و با احترام رفتار کنید. و اخلاق اسلامى و یاد خدا را رعایت کنید . او به کسانى که به وسیله حیوانات مصالح و بار به محل مسجد می‌آورند علاوه بر دستور قبلى گفت سر راه حیوانات آب و علوفه قرار دهید و این زبان بسته ها را نزنید و بگذارید هرجا که تشنه و گرسنه بودند آب و علف بخورند . بر آنها بار سنگین نزنید و آنها را اذیت نکنید . اما من مزد شما را دو برابر مى دهم ..

گوهرشاد هر روز به سرکشی کارگران به مسجد میرفت؛ روزى طبق معمول براى سرکشى کارها به محل مسجد رفت بود، در اثر باد مقنعه و حجاب او کمى کنار رفت و یک کارگر جوانى چهره او را دید . جوان بیچاره دل از کف داد و عشق گوهرشاد صبر و طاقت از او ربود تا آنجا که  بیمار شد و بیمارى او را به مرگ نزدیک کرد. چند روزی بود که به سر کار نمی رفت0 و گوهر شاد حال او را جویا شد . به او خبر دادند جوان بیمار شده لذا به عیادت او رفت..

چند روز گذشت و روز به روز حال جوان بدتر میشد. مادرش که احتمال از دست رفتن فرزند را جدى دید تصمیم گرفت جریان را به گوش ملکه گوهرشاد برساند .وگفت اگر جان خودم را هم از دست بدهم مهم نیست. او موضوع را به گوهرشاد گفت و منتظر عکس العمل گوهرشاد بود. ملکه بعد از شنیدن این حرف با خوشرویى گفت: این که مهم نیست چرا زودتر به من نگفتید تا از ناراحتى یک بنده خدا جلوگیرى کنیم؟ و به مادرش گفت برو به پسرت بگو من براى ازدواج با تو آماده هستم ولى قبل از آن باید دو کار صورت بگیرد . یکى اینکه مهر من چهل روز اعتکاف توست در این مسجد تازه ساز . اگر قبول دارى به مسجد برو و تا چهل روز فقط نماز و عبادت خدا را به جاى آور. و شرط دیگر این است که بعد از آماده شدن تو . من باید از شوهرم طلاق بگیرمحال اگر تو شرط را مى پذیرى کار خود را شروع کن.


جوان عاشق وقتى پیغام گوهر شاد را شنید از این مژده درمان شد و گفت چهل روز که چیزى نیست اگر چهل سال هم بگویى حاضرم . جوان رفت و مشغول نماز در مسجد شد به امید اینکه پاداش نماز هایش ازدواج و وصال همسری زیبا بنام گوهرشاد باشد . روز چهلم گوهر شاد قاصدى فرستاد تا از حال جوان خبر بگیرد تا اگر آماده است او هم آماده طلاق باشد . قاصد به جوان گفت فردا چهل روز تو تمام مى شود و ملکه منتظر است تا اگر تو آماده هستى او هم شرط خود را انجام دهد . جوان عاشق که ابتدا با عشق گوهرشاد به نماز پرداخته و حالا پس از چهل روز حلاوت نماز کام او را شیرین کرده بود جواب داد : به گوهر شاد خانم بگوید اولا از شما ممنونم و دوم اینکه من دیگر نیازى به ازدواج با شما ندارم. قاصد گفت منظورت چیست؟ مگر تو عاشق گوهرشاد  نبودى ؟؟ جوان گفت آنوقت که عشق گوهرشاد من را بیمار و بى تاب کرد هنوز با معشوق حقیقى آشنا نشده بودم ، ولى اکنون دلم به عشق خدا مى طپد و جز او معشوقى نمى خواهم . من با خدا مانوس شدم و فقط با او آرام میگیرم. اما از گوهر شاد هم ممنون هستم که مرا با خداوند آشنا کرد و او باعت شد تا معشوق حقیقى را پیدا کنم . . و آن جوان شد اولین پیش نماز مسجد گوهر شاد و کم کم مطالعات و درسش را ادامه داد و شد یک فقیه کامل و او کسی نیست جز آیت اله شیخ محمد صادق همدانی.

این داستان در جایی دیگری چنین نوشته شده:

خانم گوهرشاد و جوان عاشق

۲۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۲ ، ۰۷:۰۵
محمد رئوفی


مهمترین و مهمترین و مهمترین

 

کار ما در طول شبانه روز

 

نماز است، نماز است، نماز.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۲ ، ۱۶:۱۱
محمد رئوفی

هر دعایی غیر از دعا برای فرج کنی ضرر کردی،


به جای گرفتاری خودت برای ظهور آقا دعا کن،


 به جاش آقا هم برای مشکل تو دعا می‌کند.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۲ ، ۱۲:۵۷
محمد رئوفی

حدیث عجیبی از امام رضا(ع)

امام رضا(ع) در کلامی شریف و البته طولانی از امام سجاد‌(ع) نقل می‌فرمایند: اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عُرضۀ گناه کردن نداشته باشد.

بعد می‌فرماید: اگر کسی عرضۀ گناه کردن داشت، اما گناه نمی‌کرد، آرام باش، فریب نخور، ممکن است گناهی را ترک می‌کند، اما مرتکب گناه دیگری می‌شود. زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد، اما شهوت جنسی ندارد، یکی شهوت جنسی دارد، اما حرام نمی‌خورد.

سپس می‌فرماید: اگر کسی هیچ گناهی نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درست و حسابی نداشته باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور، ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است، یا عقلش مسلط بر هوای نفس است؟

حضرت در انتهای بحث مثال می‌زند و می‌فرماید: مانند کسی که حبّ‌مقام دارد، یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حبّ‌مقام، کلّ مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند. حدیث عجیبی است. امام علیه‌السّلام در ادامه می‌فرماید وقتی به چنین آدمی می‌گویی: «إتَّقِ الله»؛ از خدا بترس، ناراحت می‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة»؛ به غرورش برمی‌خورد، می‌گوید «به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.» بعد امام(ع) می‌فرماید: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوند می‌شوند.( وسائل الشیعه، ج 8، ص 317)

۲۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۵:۳۵
محمد رئوفی

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۱:۰۱
محمد رئوفی

چند روز پیش در برج میلاد بمناسبت سالگرد شهیدآوینی بزرگداشتی برگزار گردید در این مراسم تصویری از شهید آوینی بر سر کلاس درس نشان دادند که شهید در پایان سوالی را پاسخ خواست - متاسفانه مدعوین میزگرد نتوانستند پاسخ قانع کننده ایی به پرسش شهید داشته باشند - لذا تصمیم گرفتم با قرار دادن این تصویر پاسخ دوستان بیننده را جویا شوم.

فایل تصویری کلیک کنید.

فایل صوتی                  

در آرشیو موسسه بیان قسمتی از سخنان استاد پناهیان را یافتم که بنظرم خیلی نزدیک به نظرات شهید آوینی است.

۱۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۲:۳۲
محمد رئوفی